رابطه مصر و ایران

روابط ایران و مصر را باید در چارچوب تحولاتی ارزیابی كرد كه در دهه 70 ، نخست در مصر و سپس در ایران اتفاق
افتاد.لازم است یادآوری شود كه مصر ابتدا سیاست هایش را در چارچوب اصول پان عربیسم، سوسیالیسم و عدم تعهد
تنظیم می كرد، اما بعد با تمایل سادات به غرب چرخش آشكاری در سیاست های این كشور پدید آمد. نقطه آغاز این
چرخش پایان دادن به حدود سه دهه منازعه با اسرائیل بود كه انعقاد قرارداد كمپ دیوید در 1978 و پیمان صلح 1979 را
در پی داشت .
نقطه مقابل تحولاتی كه در دهه 70 در مواضع مصر نسبت به غرب روی داد، در اواخر این دهه با یك تغییر انقلابی در
ایران اتفاق افتاد و ایران را از كشوری واقع در مدار منافع غرب به خارج از آن سوق داد. در نتیجه این تغییر، كشور مزبور
سیاست هایی مانند صدور انقلاب، مخالفت با فرآیند صلح خاورمیانه و حمایت از مبارزات جنبش های اسلامی مبارزه جو را
در پیش گرفت كه آشكارا با منافع غرب و متحدان نزدیكش در منطقه در تضاد بود. این سیاست ها، ایران و مصر را كه در
طول دهه 70 روابط حسنه ای با یكدیگر داشتند هر چه بیشتر از هم دور كرد.
قطع این رابطه نمودار اختلافات و تضادهای عمیق فكری - ایدئولوژیكی میان رجال انقلابی حاكم بر ایران و نظامیان حاكم
بر مصر بود. اختلافاتی كه لاینحل به نظر می رسید و هر چه كه زمان سپری می شد به واسطه مسائل فرعی مانند تصمیم
دولت مصر به اعطای اجازه اقامت به شاه بی تاج و تخت ایران، حمایت ایران از جنبش های مبارزه جوی اسلامی و اظهارات
تند مقامات رسمی دو كشور نسبت به یكدیگر بر دامنه آن افزوده می شد. به گونه ای كه با حمله عراق به ایران، سادات
علی رغم اختلافاتش با رهبران عراق از این كشور حمایت كرد و به آن تسلیحات فروخت. تحلیگران سیاسی این اقدام را
نشانه نفرت بیش از حد سادات از انقلاب ایران ارزیابی می كنند. با این حال حمایت سادات از عراق با هر انگیزه ای كه
صورت گرفته باشد، آینده روابط دو كشور ایران و مصر را تیره تر كرد و انگیزه لازم را برای رهبران ایران فراهم آورد
تا پس از ترور سادات از سوی خالد اسلامبولی در اكتبر 1981 از قاتل وی تقدیر كنند و خیابانی را در تهران به نام او نام
گذاری كنند.
این مسئله باعث شد تا حتی با روی كارآمدن حسنی مبارك در مصر كه نسبت به سلفش مواضع متعادل تر و منطقی تری را
در قبال اسرائیل و امریكا در پیش گرفت، در روابط ایران و مصر بهبودی حاصل نشود.


\روابط مصر و عراق

روابط مصر و عراق به عنوان دو كشور عرب منطقه خاورمیانه همواره بر رقابت برای كسب موقعیت برتر در جهان عرب
مبتنی بوده و از این رو از ثبات و استحكام چندانی برخوردار نبوده است. از نظر تاریخی، بغداد و قاهره همیشه نماینده دو
قطب مخالف یكدیگر بوده اند. روابط دو كشور در چالش میان سوسیالیسم عربی و پان عربیسم كه مصر نماینده آن بود و
سلطنت و استعمار كه عراق نماینده آن بود، درگیر بود.
با وجود شباهت های سطحی، تفاوت های عمیقی میان دو رژیم نظامی عراق و مصر وجود داشت كه مانع از همگرایی آنها
می شد. ارتش عراق براساس اقوام موجود در عراق بین كردها و عرب ها و بر مبنای مسلك سیاسی بین طرفداران اتحاد با
جمهوری متحد عربی كه تحت تأثیر حزب بعث قرار داشتند از یك طرف و رقبای آنان از طرف دیگر تقسیم شده بود.
تصور عراق این بود كه <جنگ با یك حریف غیرعرب، هم بستگی اعراب را به نفع حكومت بغداد جلب خواهد كرد و
عراق را مورد قدردانی و حق شناسی كشورهای خلیج فارس كه از سرایت احتمالی انقلاب ایران نگرانند قرار خواهد داد.
یك پیروزی، عراق را به صورت قدرت مسلط منطقه در خواهد آورد و چه بسا خواهد توانست خوزستان را از ایران جدا
سازد، كه در این صورت منابع نفتی عراق به سطح عربستان سعودی خواهد رسید. مسلماً در برآوردهای مزبور این فرض
مستتر بوده است كه جنگ، كوتاه مدت و پیروزی بر یك دشمن از هم پاشیده و منزوی [در منطقه و جهان] آسان خواهد
بود. البته، هرچند عراق توانست با تحمیل جنگ به ایران انقلابی، حمایت شیخ نشین های ثروتمند حوزه خلیج فارس را به
دست آورد، اما این فرض نادرست كه جنگ با ایران كوتاه مدت خواهد بود، تمام برنامه های این كشور را برهم زد و آن
را مجبور كرد تا اختلافاتش را با رقیب دیرینه اش در جهان عرب كنار بگذارد. مصر نیز این فرصت را كه حاوی منافع
فراوان سیاسی و اقتصادی برایش بود، غنیمت شمرد و نقش فعالی در جنگ به حمایت از طرف عراقی برعهده گرفت.
نقش مصر در جنگ ایران و عراق
از آغاز جنگ تا آزادسازی خرمشهر در 3 خرداد 1361 به دست رزمندگان ایران، شرایطی كه مستلزم ایفای نقش فعال مصر
در جنگ باشد، وجود نداشت. موضع برتر نیروهای عراقی، عدم تمایل سادات به ایفای چنین نقشی ،زیرا او به طور یكسان
از رهبران دو كشور درگیر در جنگ كه مخالف سرسخت سیاست هایش در قبال اسرائیل بودند، نفرت داشت؛ و عدم تمایل
شیخ نشین های ثروتمند حوزه خلیج فارس به پشتیبانی از ایفای چنین نقشی توسط مصر باعث شد تا مصر در این دوران تنها
به فروش تسلیحات به طرف عراقی اكتفا كند.
اما با ترور سادات در اكتبر 1981 و چند ماه بعد فتح خرمشهر و پیروزی هایی كه رزمندگان ایران در جبهه های جنگ به
دست آوردند، شرایط برای مداخله گسترده تر مصر فراهم شد. مصریان ضمن این كه پذیرفتند سطح كمك و همكاری های

نظامی خود را با عراق افزایش دهند، اما از پذیرش این كه همكاری هایشان از چارچوب های تعریف شده فراتر رود و به
مداخله مستقیم در جنگ منجر شود، خودداری كردند.
با توجه به این كه در طول جنگ تحمیلی، سوریه و لیبی طرفدار ایران بودند، مصر نیز از این كه برای ایجاد موازنه به
طرفداری از عراق ایفای نقش كند، ابایی نداشت. در واقع، همان گونه كه سوریه و لیبی خود را موظف به تأمین تسلیحات
ایران می دانستند، مصر نیز تدارك تسلیحات، مشاوره نظامی و همكاری در پروژه های نظامی عراق را وظیفه خود می
دانست.

مصر افزون بر سلاح های فراوان، به واسطه خودكفایی اش در زمینه تولید مهمات، بخش درخور توجهی از نیازهای عراق
را تأمین كرده است و در زمینه تأمین قطعات یدكی مورد نیاز ماشین جنگی عراق نیز نقش مهمی داشته است.
یكی دیگر از حوزه های همكاری مصر و عراق در طول جنگ، همكاری در پروژه های موشكی بوده است. یكی دیگر از
عرصه های همكاری مصر و عراق، در زمینه تسلیحات شیمیایی بوده است. مصر یكی از معدود كشورهای جهان است كه
خیلی زود به تسلیحات شیمیایی دست یافته است.
مصر گذشته از زمینه های سخت افزاری فوق، در زمینه های نرم افزاری نیز در طول جنگ به عراق كمك كرده است.
هرچند سطح این نوع همكاری ها دقیقاً روشن نیست، اما بر پایه گزارش های معتبر منابع بی طرف، تعداد نامعلومی از افسران
نظامی مصر طبق برنامه < مهاجرت اختیاری> مصر با ارتش عراق در جنگ همكاری كردند.
ملاحظات و انگیزه های مصر برای ایفای نقش فعال در جنگ
انگیزه ها و ملاحظات این كشور در سطح ملی دو بعد داشته است، یكی بعد مربوط به امنیت داخلی و دیگری بعد اقتصادی.
در بعد امنیتی، این كشور به دنبال دفع تهدید ناشی از انقلاب اسلامی در ایران و برنامه های آن برای حمایت از مبارزات
جنبش های اسلامی بوده است؛ زیرا، فعالیت بنیادگرایان اسلامی در نیم قرن گذشته مهم ترین تهدید برای امنیت داخلی
مصر بوده است. در بعد اقتصادی ملاحظات و منافع ناشی از فروش تسلیحات و هم خوانی آن با برنامه ها و سیاست های
دفاعی این كشور برای تغییر سخت افزار جنگی ساخت شوروی به سخت افزار غربی، به ویژه امریكا و ملاحظات مربوط به
شمار زیادی از مصریانی كه در دهه 80 در عراق مشغول به كار بوده اند، مورد توجه تصمیم گیران مصری بوده است؛
زیرا، این كارگران سالانه برای كشورشان مقادیر زیادی ارز آوری داشتند. در سطح عربی توجه مقامات مسئول به استفاده
از جنگ به عنوان فرصتی برای بازگشت به آ غوش جهان عرب بود كه به واسطه سیاست های سازشكارانه سادات در قبال
اسرائیل به شدت آسیب دیده بود. در سطح منطقه ای نیز، رقابت با ایران برای ایفای نقش برتر در خلیج فارس و به طور
كلی خاورمیانه مورد توجه بوده است.


نقش دیگر كشورهای عربی در جنگ ایران و عراق

علاوه بر مصر، بسیاری دیگر از كشورهای عربی با این عنوان كه ”عراق كشور عربی و برادر ماست كه نباید مورد هیچ
گونه تهدید خارجی قرار گیرد و یا آسیبی از هر منبع كه باشد به آن برسد“ و با اعمال فشارهای سیاسی و نظامی از سوی
آمریكا، سیل كمكهای نظامی شان را به عراق در طی هشت سال جنگ علیه ایران سرازیر می كردند.
كمكهای كویت و عربستان به عراق
كشورهای عربی به ویژه كویت و عربستان با ارسال كمك های مالی و نظامی شان به عراق بخشی از هزینه های این كشور
را در دوران جنگ تحمیلی علیه ایران متحمل می شدند. برابر گزارش محرمانه ای كه در آن مقطع زمانی منتشر شد، دو
كشور یاد شده در مجموع 25 تا 50 میلیارد دلار را به صورت قرض یا وام بلاعوض در اختیار عراق قرار دادند. بر طبق
اسناد منتشره، تنها كویت 14 میلیارد دلار كمكهای نقدی و بیش از 16 میلیارد دلار از طریق كمكهای خدماتی و غیره به
ماشین جنگی عراق مساعدت كرده است ؛ كویت در زمان جنگ بیش از نیاز نفت صادر می كرد تا به صدام در جنگ
كمك كند.


كمكهای اردن به عراق در طول جنگ تحمیلی

اردن كه از پس از پیروزی انقلاب اسلامی، روابطه حسنه ای با ایران نداشت، روابط بسیار نزدیكی با عراق برقرار كرده
بود. پس از كنفرانس سران كشورهای عربی در بغداد و تونس، روابط بین عراق و اردن روز به روز نزدیكتر و عمیق تر شد؛
تا آنجا كه ملك حسین صراحتا به نفع عراق و علیه ایران موضع گیری كرده و با كمكهای سیاسی، اقتصادی و نظامی
فراوان اش از جمله اعطای وامهای چند میلیون دلاری به عراق، حمایت و پشتیبانی اش را از این كشور اعلام كرد. در طول
جنگ هشت ساله بین ایران و عراق، بندر عقبه این كشور برای حمل و نقل سلاح و تجهیزات نظامی سبك و سنگین در
اختیار عراق قرار گرفت. به علاوه ملك حسین كه نظامیان اردن را برای سركوبی مردم مسلمان ایران به عراق گسیل داشته
بود، در نطقی اظهار داشته بود: ”اگر ضرورت ایجاب كند نیروهای بیشتری را به عراق اعزام خواهیم كرد.“
یادآور می شود كه در كنار حمایت های مالی و نظامی كه این كشورها از عراق داشتند؛ حمایت های بسیار سیاسی نیز در
ارگانهای بین المللی و همچنین از نظر تبلیغاتی دولت های عرب از عراق صورت می دادند كه خود نیازمند یك بررسی
مستقل و مجزا می باشد.همچنین تعدادی از كشورهای منطقه یی نیز حضور مستقیم در جنگ داشتند و با اعزام نیروهای
خود به عراق رژیم بعثی را در مقابل ایران حمایت می كردند به گونه ای كه با گذشت بیش از یك دهه از پایان جنگ، چند
روز پیش حسنی مبارك، رییس جمهور مصر اعتراف كرد كه 18 هزار سرباز مصری در كنار بعثی ها در مقابل ایران می
جنگیدند.