معنویت در دفاع مقدس
1 اخلاص اخلاص یعنى خالص كردن همه اعمال و رفتار براى خداوند متعال به گونه اى كه اعتقاد، فكر،سخن و ‐ ‐
حركات و سكنات فرد براى رضاى خدا باشد. و این خصلت بسیار مهم به دست نمى آید مگر با مراقبت هاى مستمر در
مسیر مبارزه با امیال و هوس ها براى زدودن تمام زنگارهاى سیاه و سخت و كسى كه به این توفیق دست یابد از هر
قصد و نیت، پندار، گفتار وعملكردى كه از غیر خداست پاك مى گردد .اخلاص در جنگ نقش تعیین كننده اى دارد.
یك رزمنده وقتى كارش ارزش پیدا مى كندكه فى سبیل اللّه باشد. قرآن كریم اغلب به دنبال كلمه جهاد و قتال عبارت
فى سبیل الله راذكر كرده است. یعنى جهاد باید خالص و در راه خدا و براى خدا انجام گیرد .امام خمینى(ره) در طول
دفاع مقدس بارها بر این نكته تأكید مى كردند كه یكى از عوامل پیروزى رزمندگان اسلام اخلاص آنها بود چرا كه در
دفاع مقدس، رزمندگان براى شهرت،اهداف دنیوى و پست و مقام نمى جنگیدند لذا ایشان معتقد بودند كه به خاطر
اخلاص رزمندگان كسى جز اولیاى خدا قادر نیست از آنها تقدیر كند :شما ]رزمندگان[ دو مطلب را متحقق كردید كه
با این دو مطلب كسى كه از سنخ بشر جز آن كه از اولیاى خدا باشد و الهام از خدا گرفته باشد نمى تواند تقدیر شما را
بكند .یكى بزرگترسرمایه خودتان كه آن حیات است در طبق اخلاص گذاشتید و دیگرى این كه این هدیه را بااخلاص
در طبق اخلاص تان گذاشتید عمده این اخلاص است كه در شما جوانان ظاهر است شما از این اخلاص و ایثار جمهورى
اسلامى را بیمه كردید لكن آن چه بالاتر از همه آنهاست این صداقت شما و این اخلاص شما در بارگاه حق تعالى است
آن چه كه نزد خدا، ارزشش ازهمه بالاتر است این ایثار از روى اخلاص است.[ 1 ]رزمندگان اسلام، اعم از فرماندهان و
نیروها، مجاهدت در راه خدا را از عوامل مهم معنوى در پیروزى هاى خود برمى شمرند و همدیگر را همواره به
اخلاص و صداقت فرا مى خواندند.جبهه هاى نبرد مملو از اخلاص ورزى رزمندگان پاك نهادى بود كه از شهرت
دنیاگریزان بودند .شب عملیات بود گردان به میدان مین رسید وقت تنگ بود و به یك فرد شهادت طلب براى
بازكردن میدان مین نیاز بود هشت نفر داوطلب شدند. احمد گفت: قرعه كشى مى كنیم من اسامى را مى نویسم هر
كس اسمش درآمد همه باید تمكین كنیم. یك نفر بى طرف یك كاغذ از دست احمد بیرون كشید نام احمد روى آن
بود احمد سریع به سمت میدان مین رفت و گفت من برنده شدم مرا حلال كنید و دقایقى بعد انفجار و... دوست احمد
به جنازه او نزدیك شد دستش هنوزبسته بود دستش را باز كرد كاغذهاى اسامى را دید. خداى من! فقط یك اسم بود
[ 2 ] این گوشه اى از اخلاص انسان هایى بود كه در هشت سال جنگ از اسلام و میهن دفاع مى كردند. به گونه .« احمد »
اى كه انسان هاى مادى نمى توانند این مسائل را هضم كنند. مربى نظامى اسرائیلى در كلاس تحلیل جنگ هشت ساله
وقتى به این موارد مى رسید به متربى هایش مى گفت نمى دانم چگونه این موارد را براى شما حلاجى كنم كه
بفهمید.[ 3 ]انجام حج واجب از آرزوهاى هر مسلمان پاكباخته اى بوده و هست ولى انسان هاى بزرگى ماندن در جبهه
هاى جنگ را به رفتن به زیارت خانه خدا ترجیح دادند و در عوض خداوندخریدار جانشان شد و به جاى زیارت خانه
2
اش، آنان را به دیدار خود برد. یكى از این نمونه هاسرلشگر خلبان عباس بابایى بود همسرش مى گوید :سال 66 بنا بود
همراه عباس به سفر حج مشرف شویم پس از تحویل ساك ها در فرودگاه نوعى پریشانى در چهره او دیدم در هنگام
سوار شدن به هواپیما ناگهان عباس مرا صدا زد و گفت خدا به همراهتان! من و همراهان به او گفتیم مگر تو با ما نمى
آیى؟ و ...عباس كه اصرار ما رامى دید رو به همه كرد و گفت مكّه من این مرز و بوم است مكّه من آب هاى گرم
خلیج فارس وكشتى هایى است كه باید سالم از آن عبور كنند؛ تا امنیت برقرار نباشد من مشكل مى توانم خودم را
راضى كنم. شب عید قربان با همسرش در مكه تماس گرفت و گفت خاطر جمع باشید كه عیدقربان پیش شما خواهم
شجاعت شجاعت یكى از ملكه هاى گرانقدر و از اوصاف كمال انسان ها ‐ بود و روز عید قربان به شهادت رسید.[ 4  ]
مى باشد. در آیات و روایات زیادى به افراد مؤمن سفارش شده است كه از هیچ كس غیر از خدا نترسند و در برابر
دشمنان شدت عمل نشان دهند .یكى از عرصه ها كه شجاعت افراد را محك مى زند عرصه جهاد و دفاع است و تاریخ
جنگ تحمیلى گواه آن است كه رزمندگان اسلام در طول دفاع مقدس بدون هراس از سلاح وتجهیزات و تعداد زیاد
نیروهاى دشمن به آنها یورش مى بردند .در عملیات بیت المقدس با تانك هایمان در محاصره دشمن قرار گرفتیم ناگهان
فرمانده مان تصمیم گرفت كه همگى، هم زمان چراغ تانك ها را روشن كنیم ابتدا از این فرمان اظهارشگفتى مى كردیم
ولى چون به فرمانده اطمینان داشتیم فرمان را اجرا كردیم تمام چراغ ها به یك باره روشن و خاموش شدند و منطقه در
یك لحظه نورباران شد پس از چند لحظه صداى الدخیل یا خمینى عراقى ها بلند شد و تسلیم شدند.[ 5 ]امام امت(ره) در
پیام هایى كه به مناسبت پیروزى رزمندگان در جبهه ها صادر مى نمودندهمواره از شجاعت و دلاورى رزمندگان یاد
كرده و این خصلت بزرگ آنها را مى ستودند.ایشان مى فرماید :جوانان غیور ایران در سایه معنویت اسلام... به قله
بلند ایمان وتعهد به اسلام صعود نموده اندو با شجاعت و شهامت كم نظیر بر كفر جهانى و عفلقیان تاخته و آنان را از
كشور عزیز خودبیرون رانده اند.[ 6 ]دفاع مقدس ما با رشادت رزمندگان عجین شده است و همین شجاعت و شهامت
بود كه غرور دشمن را در هم شكست و او را وادار به فرار كرد .در عملیات مطلع الفجر پشت میدان مین گیر كرده
بودیم كه چه كار بكنیم؟ برادرى كه حدود سیزده سال داشت با حالت خاصى بلند شد و گفت من داوطلب هستم كه از
این جا ردشوم تا ما آمدیم بگوییم نه، این میدان مین میدان پیچیده اى است و شما نرو، ایشان از میدان مین عبور كرد و
موفق شد سنگر تیربارى كه ما را زیر آتش گرفته بود خاموش كند و راه رابراى ما باز كند.[ 7 ]بى گمان شجاعت و
پایمردى فرماندهان جنگ و حضور آنها در خط مقدم جبهه و حتى جلوتر از رزمندگان و طرح ریزى دقیق آنها باعث
مى شد كه قدرت ایستادگى و شجاعت رزمندگان چندین برابر گردد. یكى از فرماندهان بزرگ جنگ كه نامش براى
خودى هااطمینان و براى دشمن تزلزل و وحشت ایجاد مى كرد سردار شهید حسن باقرى بود. سرداررشید درباره
شجاعت این شهید بزرگوار مى گوید :شهید باقرى كه در نقش یك استراتژیست و نظریه پرداز فهیم نظامى بود در
عملیات آزادسازى بستان با تیزهوشى و درایت یك فرمانده بزرگ اما با تواضع و فروتنى كه در شأن یك انسان بزرگ
3
است به اینجانب در هدایت و فرماندهى عملیات كمك مى كرد. در حین عملیات از ناحیه سر به شدت مجروح و به
بیمارستان منتقل گردید ولى با شجاعت و مردانگى و سعه صدر وعلى رغم كسالت شدید مجدداً به قرارگاه برگشت و
 معاونت عملیات را بر عهده گرفت.[ 8 ]
3ایثار ایثار به معناى از خودگذشتن و مقدم داشتن دیگران بر خود، از ارزش هاى والاى اسلام است.ایثار نشان بزرگى ‐
و بزرگوارى روح ایثارگر است. در قرآن كریم و روایات بارها از كسانى كه از مال و جان خود در راه خدا مى گذرند
به بزرگى یاد شده است .دفاع مقدس عالى ترین صحنه هاى باشكوه ایثار و فداكارى مردم ما را به نمایش گذاشت مردم
در پشت جبهه با ایثار مال و حمایت همه جانبه از جبهه ها و رزمندگان با ایثار جان خودچنان حماسه هایى آفریدند كه
بیشتر به شكل افسانه جلوه مى كند اما حقیقت این است كه اینها بر صحیفه دفاع مقدس نقش بسته است .امام
خمینى(ره) در پیامى صحنه هاى ایثار مردم ایران را این گونه بیان نموده اند :مگر ما و شما هر روز شاهد این كاروان
هاى كربلا نیستیم كه با شور و شوق و عشق و عطش به پیشباز شهادت مى روند مگر شما هر روز شاهد میدان هاى
باعظمت قتال با متجاوزین نیستیدكه به مرگ لبخند مى زنند و معجزه مى آفرینند راستى این چه تحولى است كه بر
سراسر این كشور صاحب الزمان روحى فداه نورافشانى مى كند.[ 9 ]ایثار مراتبى دارد، ایثار جان، مال، ایثار در
رسیدگى و نجات دیگران و بالاخره ایثار درخطرپذیرى. در مواقعى از دفاع مقدس همه این ایثارها به صورت هم زمان
توسط بعضى افرادتجلى یافته است. یكى از این موارد مربوط به زنان خرمشهر در اوایل جنگ است. خواهر شهلاحاجى
شاه روایت مى كند :بعد از ظهر براى شناسایى شهدا رفتیم خیلى از مادران و زنان شهدا را مى شستند بعضى هم قبرمى
كندند چند روز بعد كه خواهرم شهناز شهید شد و مى خواستیم او را دفن كنیم .جلوى مسجدجامع برادرم حسین (كه
چند روز بعد شهید شد) را دیدم به او گفتم بیا مى خواهیم شهناز رادفن كنیم. گفت من نمى آیم عراقى ها از دروازه
شهر وارد شده اند و جنگ تن به تن شروع شده است آن جابه من بیشتر احتیاج است. در بهشت شهدا آبى براى غسل
دادن خواهرم نبود آقایى گفت احتیاج به غسل ندارد در حالى كه گلوله هاى توپ در نزدیكى ما فرود مى آمد مادرم
بادست هاى خودش خواهرم را در قبر گذاشت.[ 10 ]ایثار و فداكارى رزمندگان در طول هشت سال دفاع مقدس
شگفت انگیزترین برهه ازتاریخ ایران اسلامى است. كسانى كه با توكل به خدا و توسل به معصومین(ع) مانند كوه در
برابراستكبار مقاومت كردند و لحظات خاطره انگیزى به یادگار گذاشتند، خاطراتى ماندنى و عظیم كه در تاریخ ثبت
شده و چراغ راه آیندگان خواهد بود. یكى از فرماندهان جنگ راجع به ایثار وفداكارى یكى از رزمندگان تحت امرش
چنین مى گوید :در عملیات كربلاى چهار دشمن موانعى خورشیدى درست كرده بود كه عبور از آن بسیارسخت بود.
در شب عملیات این موانع برداشته نشده بود وقتى حمله سپاه اسلام آغاز شد من دیدم شخصى روى خورشیدى ها افتاد
خوشحال شدم و با خود گفتم شهید خوشبختى بود همگى حتى بنده از روى جنازه وى عبور كردیم و خط را با همین
یك شهید گرفتیم پس از تثبیت خطبرگشتم ببینم این شهید كیست دیدم زنده است و یكى از پاسداروظیفه ها به نام
حمیدى نیامى باشد و همه بدنش زخمى است او را از روى خورشیدى برداشتم و دیدم یكى ازخورشیدى ها به چشمش
رفته و نابینا شده به او گفتم چرا این كار را كردى گفت دیدم كار قفل شده و گیر كرده بود. بعد از عملیات موضوع
تواضع ‐ را به آقاى محسن رضایى گفتم و ایشان هم او راپیش امام برد و حضرت امام از ایشان تقدیر نمودند.[ 11]
تواضع، همان فروتنى و افتادگى است كه مانع از بهتر دانستن خود از دیگران مى شود و درلغت، متواضع به آن كس
گفته مى شود كه در برابر كسانى كه در جاه و مقام از او كمتر هستندخضوع و فروتنى مى كند.[ 12 ]یكى از آثار و
كاركردهاى معنویت كه در دفاع مقدس تجلى پیدا كرد تواضع رزمندگان اسلام بود همان هایى كه در اوج نام و نشان
به دنبال بى نشانى بودند. فرماندهانى كه افرادزیردست را وارسته تر و بهتر از خود مى دانستند و به جاى آن كه خود را
فرمانده آنها بدانندخدمتگزار آنان مى شمردند و به آن افتخار مى كردند. امام خمینى(ره) به عنوان رهبر انقلاب و
فرمانده كل قوا در پیام ها و سخنرانى ها متعدد در برابر رزمندگان تواضع مى كرد و مى فرمود :اى كاش من هم یك
پاسدار بودم این ها چه مى كنند و من چه كار، آنها مى روند با دشمن اسلام مى جنگند ومن در این جا هستم و نمى
توانم.[ 13 ]من وقتى كه در تلویزیون مى بینم كه یك گروه هایى، زن هاى یك بلدى نشستند و دارند براى این جوان
هایى كه در جبهه ها مشغول هستند با كمال جدیت دارند بسته بندى مى كنند دارندنان مى پزند دارند بسته ها را درست
مى كنند من خجالت مى كشم كه ما چرا، ما چه هستیم واینها چه هستند.[ 14 ]تاریخ دفاع مقدس گواهى مى دهد كه
فرماندهان جنگ در رده هاى مختلف همواره خود رایك بسیجى مى دانستند و حاضر نبودند نامشان بر سر زبان ها
باشد، یا امكاناتى بیشتر از سایررزمندگان داشته باشند. آنان فرماندهى را فقط داشتن مسؤولیت بزرگتر و در نتیجه
كاربیشتر مى دانستند ‐ 5 .شهادت طلبى یكى از عوامل پیروزى در جنگ خطرها را به جان خریدن و به استقبال مرگ
سرخ رفتن است و همین عامل باعث پیروزى مى گردد. اگر در آیات و روایات آمده كه توان هر رزمنده برابر
باچندین نفر از افراد دشمن است یا شهادت قله سر برافراشته و یك ارزش متعالى است به خاطر شهادت طلبى آنهاست.
شهادت آرزوى همه انسانهاى برگزیده خداوند از اولین تاآخرین بوده و هست چرا كه فرد شهادت طلب فقط در راه
خدا جهاد مى كند. قرآن كریم شهیدان را این گونه ترسیم مى نماید :هرگز كسانى كه در راه خدا كشته شده اند مرده
مپندارید بلكه زنده اند كه نزد پروردگارشان روزى داده مى شوند.[ 15 ]از ارزش هایى كه رزمندگان اسلام با تكیه بر
آنها توانستند در دفاع مقدس سرنوشت جنگ تحمیلى را به نوع دیگرى رقم بزنند همین روحیه شهادت طلبى رزمندگان
اسلام بود وروحیه اى كه كشته شدن در میدان جنگ را حیات وافتخار مى دانست. حضرت امام(ره (درطول دفاع
مقدس بارها از این روحیه به عظمت و بزرگى یاد مى كردند و در سخنرانى ها وپیام هاى خود مى فرمودند :ملت ما
شهادت را شرف خودشان مى دانند و پیشقدم براى شهادت هستند، جوان ها با آغوش باز شهادت را استقبال مى كنند،
جانبازان مى گویند دعا كنید ما شهید بشویم، عشق به شهادت دردل زن و مرد و پیر و جوان موج مى زند، پاسدارها
اشك مى ریزند براى اینكه بروند جبهه وشهید شوند.[ 16 ]عبودیت و بندگى بى قید و شرط رزمندگان و عشق به
5
شهادت از آنها انسان هایى ساخته بود كه فانى در راه خدا شده بودند و به همین جهت مورد عنایت و لطف ائمه
اطهارعلیهم السلام قرارمى گرفتند. یكى از این افراد در لباس یك كارگر به جبهه آمده در دفاع مقدس به آن چنان
مراحلى از تكامل مى رسد كه مقام معظم رهبرى از ایشان به بزرگى یاد كرده و توصیه نموده اندكه دوست دارم
همگان شرح حال این فرمانده رشید را بخوانند .ایشان تاریخ و محل شهادت خود را نیز مى دانست. در احوالات او
آمده است :یك روز با هم در چادر فرماندهى نشسته بودیم كه شهید عبدالحسین برونسى فرمانده تیپ جوادالائمه(ع)
گفت این عملیات آخر منه، خندیدم و گفتم این حرفها چیه حاج آقا، گفت مطمئنم توى این عملیات مهلتى كه برایم
مقرر كرده اند تمام مى شود. شب عملیات سر وصورت خود را اصلاح كرد، به حمام رفت و لباس فرم سپاه را پوشید
 و در همان عملیات )بدر)به شهادت رسید و همان گونه كه بارها گفته بود و دلش مى خواست مفقودالاثر شد.[ 17 ]
رزمندگان جنگ را یك تكلیف الهى مى دانستند و معتقد بودند اگر در این راه شهادت یاپیروزى نصیب آنها شد در هر
دو حال سعادتمند خواهند بود. شهادت طلبى به صورت یك تفكر در رزمندگان درآمده و به صورت یك عطش
سراسر جان و روح آنها را فرا گرفته بود.صاحبان این تفكر دریافته بودند كه شهادت نزدیك ترین و هموارترین راه و
پرشتاب ترین حركت به سوى حضرت محبوب است و از این طریق انسان حیات جاودانه و ابدى پیدا مى كندلذا
مشاهده مى شود كه داماد، عروس را در حجله رها مى كند و راهى جبهه ها مى گردد چیزى كه در مغز انسان هاى
مادى معنا و مفهوم ندارد .وقتى محمدرضا ازدواج كرد فقط یك شب توانست در مشهد دوام بیاورد و فرداى آن
روزدوباره عازم منطقه شد. هر چه دوستان و فامیل به او گفتند بمان، حداقل یك هفته صبر كن تازه ازدواج كرده اى
بعد برو قبول نكرد، مى گفت منطقه به من نیاز دارد نمى توانم اینجا بمانم اتفاقاً این آخرین بارى بود كه عازم جبهه شد
و بعد از آن در عملیات والفجر مقدماتى به شهادت رسید. روزى كه پیكر او را تشییع مى كردند روى تابوتش نوشته
». داماد یك شبه شهادتت مبارك » بود